یکشنبه ۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۱:۳۴
سرویس: تاریخ جنگ
 |  ۲۳/ تیر/ ۱۳۹۴ - ۵:۲۶
  |   نظرات: دیدگاه‌ها برای تاریخچه جنگ اسرائیل و مصر بسته هستند
935 views بازدید

تاریخچه جنگ اسرائیل و مصر

11049573_10200745881845771_7320039409846312512_n

طوس طهماسبی :

در ساعت ۲ بعد از ظهر روز ششم اکتبر ۱۹۷۳ دو هزار قبضه توپ مصری شروع به آتش به روی مواضع اسرائیل در کرانه شرقی آبراه سوئز کردند. این آتش باری ۵۳ دقیقه طول کشید و تقریبا در هر دقیقه ده هزار گلوله توپ به دژ های بارلو شلیک شد. همزمان دویست جنگنده بمب افکن مصری به اهداف اسرائیل در صحرای سینا هجوم بردند. این بمباران هوایی بر خلاف گلوله باران توپخانه چندان موثر نبود. در همین حال غواصان مصری به کار خنثی کردن لوله های حاوی مایع آتش زا که یکی از موثر ترین ابزار دفاعی خط بارلو بود، مشغول شدند و هزاران قایق شروع به انتقال ۳۰ هزار سرباز مصری به سمت دژ های بارلو کردند. ابزار ابتکاری آنها یعنی لوله های آب فشار قوی ساخت آلمان در مدت کوتاهی خاکریز بلند ۱۵ متری مقابل دژ بارلو را می شست و معابری برای خودرو ها می گشود. آتش سنگین توپخانه صدمات زیادی به خط دفاعی بارلو وارد کرده بود. با ورود انبوه پیاده نظام مصری که تعدادشان چند برابر مدافعان (یک تیپ پیاده و یک تیپ زرهی) بود، ۹۰ درصد دژ های بارلو ظرف ۳ یا چهار ساعت سقوط کردند.

همزمان با آغاز حمله ی مصری ها در همان ساعت دو بعد از ظهر ارتش سوریه هم حمله ی گسترده ی خود را به جولان آغاز کرد. ۱۸۸ توپ سوری آتشباری را آغاز کرده و ۲۸ هزار سرباز و ۸۰۰ تانک سوری ظرف چند ساعت بر نیروی مدافع که شامل ۳۰۰۰ سرباز و ۱۸۰ تانک بود غلبه کردند.کماندو های سوری هم که سوار بر چهار هلیکوپتر میل-۸ بودند تپه استراتژیک مون هرمون را پست دیده بانی اصلی اسرائیل در منطقه به شمار می رفت تصرف نمودند. شب هفتم اکتبر دستگاه دولتی اسرائیل وضع بسیار پریشانی داشت. گفته می شد گلدامایر خودکشی کرده است. حمله در روز عید یوم کیپور یهودیان صورت گرفته که تقریبا تمام کشور تعطیل بود. در این روز به طور سنتی یهودیانی که ایمان مذهبی دارند از صبح تا شام روزه بوده و در خانه مشغول عبادتند. حتی متصدیان مخابرات نظامی و کارمندان رادیو و تلویزیون هم در مرخصی بودند. این وضعیت باعث شد موشه دایان وزیر دفاع دستور دهد چند فروند فانتوم اف-۴ را به بمب اتمی مسلح کرده و در حالت آماده باش نگه دارند. خبر این اقدام به امریکاییها رسید و موجب وحشتشان شد. آنها از اسرائیل خواستند خویشتن داری خود را حفظ کند و خبر دادند که آمریکا در روزهای آینده پل هوایی اضطراری بزرگی را برای رساندن کمک های نظامی به اسرائیل راه اندازی خواهند کرد.

مشکل اسرائیلیها زمانی تشدید شد که نیروی هوایی اسرائیل دست به تهاجم گسترده به نیروهای حمله ور مصری و سوری زد. برای نخستین بار در تاریخ نیروی هوایی اسرائیل، این نیرو خود را در برابر یک پدافند هوایی بسیار قدرتمند و چند لایه دید که به طور کامل براساس دکترین نظامی شوروی و توسط مستشاران روسی طرح ریزی شده بود. جنگنده های اسرائیلی در ارتفاع بالا گرفتار موشک های سام-۲ می شدند، در ارتفاع متوسط که محدوده ی بزرگی را شامل می شد در کمین موشک های سام-۳ و سام-۶ گرفتار می شدند و در ارتفاع بسیار پایین که برگ برنده نیروی هوایی اسرائیل در سال های گذشته بود، موشک های سام-۹ و توپ های راداری بسیار خطرناک زد یو-۲۳ شیلکا انتظار آنها را می کشیدند. در سه روز نخست جنگ نزدیک به هشتاد فروند جنگنده اسرائیلی در جبهه ی مصر و نزدیک به چهل فروند در جبهه ی سوریه سرنگون شدند. اسرائیلی ها هیچ نوع اطلاعاتی در مورد موشک های سام-۶، سام-۹ و توپ های راداری شیلکا نداشتند. این وضعیت را با جنگ ۱۹۶۷ مقایسه کنید که اسرائیل یک سال قبل از جنگ از طریق عملیات پیچیده جاسوسی و کماندویی مهم ترین سلاح های هوایی مصر یعنی جنگنده ی میگ-۲۱ و موشک های سام-۲ را بدست آورده بود.

به هر حال اسرائیل که نزدیک به یک سوم هواپیماهای خود را از دست داده بود، فعالیت نیروی هوایی خود را در جبهه ی مصر تا اواسط این جنگ ۱۸ روزه تعطیل کرد. از سوی دیگر ضد حمله های سه تیپ زرهی مستقر در سینا به مواضع مصر با شکست مواجه شد. اسرائیلی ها در این عرصه هم با سلاحی خطرناک و ناشناخته مواجه شدند. موشک های ضد تانک ساگر ساخت شوروی نزدیک بیش از ۲۰۰ تانک اسرائیلی را منهدم کردند. اسرائیل در جبهه ی سینا بیش از ۲۵۰ تانک از دست داد که رقمی بی سابقه بود. واحد اطلاعات نظامی اسرائیل به واحد های زرهی اعلام کرد تا زمانی که نتوان مانع نزدیک شدن موشک های ساگر به تانک های خودی شد، تانک ها باید پنهان شوند. بنابراین اسرائیل در جبهه ی مصر فعالیت تهاجمی هوایی و زرهی خود را متوقف کرد و به انتظار حرکت بعدی مصری ها نشست. اما این کار در جبهه ی سوریه ممکن نبود. در جبهه ی سینا نیروهای مصری نزدیک به ۲۰۰ کیلومتر با مراکز جمعیتی اسرائیل فاصله داشتند حال آنکه در جبهه ی جولان سوری ها به مناطق پر جمعیت اسرائیل بسیار نزدیک بودند. بنابراین اسرائیل جبهه ی مصر را موقتا به حال خود گذاشت و نیروهایش را متوجه سوریه کرد. سوری ها هم همچون مصری ها پس از مدت کوتاهی پیشروی خود را متوقف کردند اما بر خلاف مصری ها، اقدام آنان منطقی نبود. میان آنها و منطقه ی جلیله ی اسرائیل فاصله ای کوتاه و فقط هشت تانک اسرائیلی قرار داشت. توقف نیروهای سوری به اسرائیل فرصت داد ظرف ۱۵ ساعت اولین نیروهای ذخیره را به منطقه اعزام کند.

ظرف مدت کوتاهی وضع تغییر کرد و تا روز ده اکتبر اسرائیلی ها نیروهای سوریه را به خط مرزی آغاز جنگ عقب راندند. در این میان صد ها تانک و نفربر سوری منهدم شد. اسرائیلی ها در این جبهه با انگیزه و حرارت بسیار می جنگیدند و صحنه های عجیبی خلق کردند. در یک مورد دو تانک محاصره شده ی اسرائیلی توانستند شصت تانک سوری را منهدم کنند. سوری ها از نظر آموزش و مهارت نظامی نسبت به ارتش مصر در سطح پایین تری قرار داشتند. نیروهای سوریه حتی در به کارگیری موشک های ضد تانک ساگر به خوبی آموزش ندیده بودند. در روز ده اکتبر اسرائیل دو انتخاب داشت: در سینا به مواضع مصر حمله کند و یا به پیشروی در خاک سوریه ادامه دهد. در نهایت راه دوم را انتخاب کردند. ارتش سوریه در هم شکسته بود حال آنکه مواضع مصر در سینا مستحکم بود. گلدا مایر گفته بود اگر آتش بس زودتر از انتظار برقرار شود فتوحات ما در خاک سوریه ارزشمند تر از نوار باریکی از سینا خواهد بود که تصرف آن هزینه ی سنگینی هم خواهد داشت.

حمله ی اسرائیل به داخل خاک سوریه روز ۱۱ اکتبر شروع شد و تا روز ۱۴ اکتبر اسرائیلی ها در جاده قنیطره-دمشق پیشروی کرده و به چهل کیلومتری پایتخت سوریه رسیده بودند. نیروی هوایی اسرائیل راه هایی برای مقابله با موشک های سام-۶ پیدا کرده بود که ریسک و مهارت بالایی می طلبید. سوری ها چند راکت فراگ-۷ با سر جنگی نیم تنی به شهر های شمالی اسرائیل شلیک کردند. جنگنده های اسرائیلی نیز دمشق و چند شهر اصلی سوریه را بمباران کرده و به زیر ساخت های اقتصادی سوریه نظیر نیروگاه ها و پالایشگاه های نفت صدمات سنگینی وارد کردند. وخامت اوضاع سوریه کشور های عربی را به تکاپو انداخت. ملک حسین پادشاه اردن با آنکه تمایلی نداشت ناچار شد دو تیپ رزمی به کمک سوریه بفرستد. ملک حسین پنهانی به اسرائیلی ها پیغام داد این اقدام او را به منزله ی اعلام جنگ در نظر نگیرند! تلاویو این پیغام را جدی گرفت و از حمله به اردن خودداری کرد. در عوض مداخله ی عراق بسیار جدی و نیرومند بود. عراقی ها نیروی بزرگی متشکل از ۳۰ هزار سرباز و پانصد تانک و تعدادی از جنگنده های خود را به یاری سوریه فرستادند. نیروهای عراقی به قیمت تلفات سنگین موفق شدند پیشروی ارتش اسرائیل را کند تر کنند. شوروی نیز از طریق پل هوایی خود مقادیر زیادی تجهیزات از جمله تانک و موشک های پدافند هوایی برای دمشق فرستاد. با این وجود زمانی که در روز ۲۴ اکتبر آتش بس برقرار شد نیروهای اسرائیلی در ۲۵ کیلومتری دمشق بودند و از طریق توپخانه حومه ی پایتخت سوریه را هدف قرار می دادند.

وضعیت بحرانی سوریه، مصری ها را هم ناچار به تغییر استراتژی کرد. پیشتر اشاره کردم که سوری ها با این فرض وارد جنگ شده بودند که هدف مصر تصرف تمام سینا و غزه است حال آنکه استراتژی مصر تنها تصرف باریکه ای از سینا به عمق ۱۰ تا ۱۵ کیلومتر در کرانه ی شرقی آبراه سوئز بود. سادات هدف واقعی خود را از آنان پنهان داشته بود. زمانی که سوری در معرض فروپاشی نظامی قرار گرفتند با پیام های متوالی از مصری ها درخواست حمله کردند تا فشار بر جبهه سوریه کاهش یابد. در نهایت سادات تصمیم گرفت به ارتش مصر دستور دهد به تهاجم گسترده به عمق صحرای سینا بزند. این نقض استراتژی حساب شده ی مصر برای این جنگ بود که حدود سه سال روی آن کار شده و تا این زمان یعنی روز ۱۴ اکتبر، نتیجه ی بسیار مثبتی داده بود. ژنرال شاذلی به شدت با تصمیم سادات مخالفت کرد اما مخالفتش سودی نداشت.

روز ۱۴ اکتبر مصری ها با حدود ۸۰۰ الی ۱۰۰۰ تانک در صحرای سینا دست به تهاجم زده و به مصاف ۷۵۰ تانک اسرائیلی رفتند. این بزرگترین نبرد تانک پس از جنگ جهانی دوم بود. تانکهای اسرائیلی با استفاده مناسب از عوارض صحرا و نیز زاویه چرخش زیاد توپ تانک های سنتوریون در کمین مصری ها نشستند و سپس با استفاده از مهارت خدمه تانک هایشان در نبرد های برد ۲ الی ۳ کیلومتر تلفات سنگینی از مصری ها گرفتند. حدود ۲۷۰ تانک مصری در مقابل کمتر از چهل تانک اسرائیلی منهدم شد. به علاوه مصری ها در این نبرد از برد موشک های سام خودی خارج بودند. حمایت از آنان به نیروی هوایی مصر سپرده شده بود که توان مقابله با هواپیماهای اسرائیلی را نداشت با این که مصری ها علاوه بر میگ های ۲۱ از جنگنده های مدرن میراژ-۵ سود می بردند که لیبی برایشان خریده بود بازهم در نبرد های هوایی مغلوب نیروی هوایی اسرائیل شدند. شکست مصر در نبرد ۱۴ اکتبر آرایش استراتژیک ارتش مصر را درهم ریخت. سادات دستور داد دو لشکر و ۳۳۰ تانکی که ژنرال شاذلی در غرب آبراه سوئز و به منظور حفظ عقبه ی نیروهای حمله ور در شرق آبراه و جلوگیری از رخنه ی احتمالی اسرائیل به غرب سوئز مستقر کرده بود برای جبران خسارات به شرق سوئز انتقال یابند. بدین ترتیب در غرب سوئز فقط یک تیپ زرهی باقی ماند.

از سوی دیگر ارتش اسرائیل از طریق عکس های دقیقی که هواپیماهای جاسوسی اس ار-۷۱ ایالات متحده گرفته بودند از نقل و انتقالات و همچنین شکاف های موجود میان واحد های مصری در سینا آگاه شد. ژنرال آریل شارون پیشنهاد کرد به جای حمله مستقیم به نیروهای مصر در سینا با استفاده از شکافی که میان ارتش دو م و سوم مصر در منطقه ی دفر سوار یعنی نقطه شمالی دریاچه المره وجود دارد، از آبراه عبور کرده و مناطق حساسی را در عقبه نیروی های مصری در غرب سوئز تصرف نمایند. این ایده ای پر ریسک و جسورانه ای بود که بعد از ناپلئون کسی آن را به کار نبرده بود: گذشتن از میان نیروهای دشمن بدون نبرد و استقرار در پشت سر آنها. شارون برای تشکیل واحد جلودار از تعدادی از تانک های مصر در جنگ ۶۷ استفاده کرد که به غنیمت اسرائیل درآمده بودند. آنها بدون مشکل جدی از سوئز گذشته و وارد خاک مصر در غرب سینا شدند.

در مدت کوتاهی حجم نیروی عبور کننده به یک تیپ زرهی و یک تیپ پیاده رسید. آنها در غرب سوئز به اهداف بسیار ارزشمند و آسانی برخوردند: سکوهای موشک سام و رادارهای آنها. تانک ها به راحتی این سکوها را منهدم کرده و در مواردی به غنیمت گرفتند. چتر حفاظت هوایی قدرتمند ارتش مصر متلاشی شده بود. ارتش مصر شروع به طرح ریزی برای نابودی این رخنه کرد. برای این که حمله موثری صورت گیرد می بایست دو لشکر زرهی از شرق آبراه به غرب آن منتقل شوند و ضربه از غرب آبراه وارد شود اما سادات به شدت با عقب کشیدن نیروها از شرق آبراه مخالفت کرد و دستور داد نیروها از شرق آبراه به منطقه ی رخنه ی اسرائیل حمله کنند. بر سر این موضوع مشاجره ی تندی میان سادات و ژنرال شاذلی رخ داد. طرح سادات از نظر نظامی کاملا اشتباه بود. در این طرح بخش عمده ای از نیروهای مصر بلا استفاده و دور از درگیری می ماندند، در حالی که در منطقه ی درگیری مصری ها نیروی کافی و موقعیت جغرافیایی مناسب برای بستن جناح های تهاجم نداشتند.

تهاجم مصری ها روز ۱۷ اکتبر آغاز شد و به شکست انجامید. بیش از هر چیز چینش نامناسب نیروها در این شکست موثر بود. نیرویی در حدود ۲ تیپ زرهی مصری منهدم شد و مصری ها دیگر در غرب آبراه تانک نداشتند. نیروی هوایی اسرائیل از طریق پل هوایی آمریکا موشک های هوا به زمین ماوریک دریافت کرده بود و به وسیله این موشک ها تانک ها و مواضع حساس مصری ها را هدف قرار می داد. پس از این شکست شاذلی درخواست کرد قبل از اینکه نیروهای اسرائیلی در غرب سوئز افزایش یابند، دو لشکر زرهی که در منطقه ای دور از درگیری در شمال سینا مانده بودند به غرب سوئز منتقل شوند. سادات بازهم مخالفت کرد. او تنها در این اندیشه بود که بخشی از مناطق تصرف شده ی ۶ اکتبر در دست مصر باقی بماند تا در مذاکرات سیاسی پس از جنگ به عنوان سرمایه ای برای چانه زنی مورد استفاده قرار گیرد. او به هیچ چیز دیگری توجه نداشت و قادر نبود موقعیت خطرناک غرب سوئز را درک کند. نیروهای اسرائیلی در غرب سوئز از دو تیپ به دو لشکر افزایش یافت. این نیروها حدود پنجاه درصد از سکوهای موشک سام مصری را منهدم کرده یا به غنیمت گرفتند. نیروهای اسرائیلی سپس شهر سوئز و ارتش سوم مصر را محاصره کردند. از طرف دیگر آنها تا قاهره کمتر از ۵۰ کیلومتر فاصله داشتند و نیروی مصری ها برای دفاع از قاهره بیش از دو تیپ نبود.

سادات که وحشت زده شده بود روز ۲۲ اکتبر آتش بس سازمان ملل را پذیرفت اما ارتش اسرائیل که می خواست محاصره ارتش سوم را تکمیل کرده و شهر سوئز را تصرف نماید، به عملیات نظامی ادامه داد. مصر سراسیمه از شوروی درخواست کمک کرد. مسکو پیغام تندی به واشنگتن فرستاد بدین مضمون که اگر اسرائیل عملیات نظامی را خاتمه ندهد، شوروی دخالت نظامی خواهد کرد. ارتش شوروی به شش لشکر هوابرد آماده باش داد و حتی سربازان را سوار صد ها فروند هواپیمای حمل و نقل آنتونوف کرد که روی باند آماده پرواز بودند. واشنگتن هم در مقابل پیغام تندی به مسکو فرستاد و ناوگان نیرومندی راهی شرق مدیترانه کرد. به مدت بیست و چهار ساعت به نظر می رسید جهان در آستانه ی رویارویی آمریکا و شوروی است اما در نهایت اسرائیل در ۲۴ اکتبر آتش بس را پذیرفت. اسرائیل نتوانست شهر سوئز را تصرف کند. مردم شهر و واحد پیاده نظام ضد تانک مصری به خوبی از شهر دفاع کردند. اما اسرائیل موفق شد ارتش سوم مصر را که شامل ۴۵ هزار سرباز و ۲۵۰ تانک می شد به طور کامل به محاصره ی خود در آورد. این امر برگ برنده مهمی در مذاکرات آتش بس در اختیار تلاویو قرار می داد چرا که رسیدن آذوقه به ارتش سوم منوط به اجازه ی اسرائیل بود. اسرائیلی ها در مقابل مبادله ی سریع اسرا، آزادی جاسوسانشان از زندان های مصر، شکستن محاصره دریایی در منطقه ی دریای سرخ با انتقال آذوقه به ارتش سوم موافقت کردند.

زمانی که آتش بس برقرار شد مصری ها حدود دو سوم باریکه تصرف شده در آغاز جنگ در صحرای سینا را در اختیار داشتند اما مساحتی کمی بزرگتر از آن را در غرب سوئز از دست داده بودند. سه ماه بعد در ژانویه ی ۱۹۷۴ قرارداد آتش بس و جدا سازی نیروها امضا شد. نیروهای اسرائیل باید به سی کیلومتری آبراه در صحرای سینا عقب نشینی کرده و نیروهای با فاصله ی ۲۰ کیلومتری ازآنان در همان عمق ده کیلومتری که در آغاز جنگ تصرف کرده بودند مستقر می شدند. البته مصر تنها مجاز بود ۷ هزار سرباز و ۳۰ دستگاه تانک در سینا نگهدارد. اسرائیل برخلاف جنگ گذشته متصرفاتش در خاک سوریه و مصر را تخلیه کرده و به مرزهای قبل از جنگ بازگشت. مصر سرانجام ۵ سال بعد، پس از امضای قرارداد صلح کمپ دیوید با اسرائیل، کل اراضی صحرای سینا را بازپس گرفت.


این مطلب را به اشتراک بگذارید sms whatsapp

تلویزیون اینترنتی انزلی پرس
آخرین اخبار
منو سایت
دسته بندی
آمار بازدید:

بازدید امروز: 393 بازدید

بازدید دیروز: 5691 بازدید

بازدید کل : 9713869 بازدید

افراد آنلاین: 0 نفر

انزلی , اخبارانزلی , ملوان , بندرانزلی , گیلان , ملوان انزلی , گردشگری انزلی , منطقه آزاد انزلی , آبکنار , تالاب انزلی , بندر انزلی , انزلی چی