*** پیام مدیر :
مخاطب گرامی رسانه انزلی پرس، شما در حال مشاهده نسخه جدید و تجمیعی انزلی پرس هستید ، از این پس رسانه های ملوانی ، رادیو انزلی و گیل نوا در انزلی پرس به فعالیت های خود ادامه خواهند داد.

  • شناسه : 1399
  • ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۵:۰۸
خاكریز ممنوعه / كل مملكت مال شما آقای دایی!
خاكریز ممنوعه / كل مملكت مال شما آقای دایی!

خاكریز ممنوعه / كل مملكت مال شما آقای دایی!

سال‌هاست از علی دایی انتقاد می‌كنند كه چرا برادرش محمد را در كادر فنی‌اش می‌گنجاند و هر كجا می‌رود او را هم با خود می‌برد. دایی اما با توجه به كاراكتر لجوجی كه دارد، به ندرت در پی اصلاح این رفتار یا حداقل ارائه توضیحی پیرامون آن بوده است. با این وجود، سرمربی صبای قم […]

11889569_1115602675135936_5202486847888224385_n

سال‌هاست از علی دایی انتقاد می‌كنند كه چرا برادرش محمد را در كادر فنی‌اش می‌گنجاند و هر كجا می‌رود او را هم با خود می‌برد. دایی اما با توجه به كاراكتر لجوجی كه دارد، به ندرت در پی اصلاح این رفتار یا حداقل ارائه توضیحی پیرامون آن بوده است. با این وجود، سرمربی صبای قم در یكی از تازه‌ترین گفت‌وگوهایش ترجیح داده چند جمله‌ای در این مورد حرف بزند: «برادرم در خیلی تیم‌ها كار كرده. در ابومسلم و منتخب اردبیل بازی كرده و مربی نساجی و داماش بوده است. نمی‌خواستم این حرف را بزنم، ولی محمد برادرم زمان جنگ در جبهه بوده و از لحاظ شخصیتی، اجتماعی و اخلاقی از خیلی‌ها بالاتر است.» ظاهراً باید آنچه را می‌شنویم باور كنیم‌؛ این «مهندس» دایی است كه برای توجیه یك مسأله غیرمنطقی، این‌طور به زمین و آسمان چنگ می‌اندازد. گویا از نظر علی دایی بازی در منتخب اردبیل و دستیاری در نساجی قائم‌شهر برای رسیدن به مهم‌ترین نیمكت‌های لیگ‌برتری ایران كافی است‌؛ لابد همان‌طور كه در حال حاضر بقیه هم‌بازیان محمد در تیم منتخب اردبیل هم به مربیانی سرشناس در جهان فوتبال تبدیل شده‌اند! این وسط فقط معلوم نیست چرا سرنوشت چنین مربی بزرگی به سرنوشت داداش گره خورده است؟ چطور وقتی عذر علی را می‌خواهند، آقا محمد هم كنج خانه می‌نشیند و وقتی علی تیم می‌گیرد، دوباره ارزش‌ها و توانایی‌های استاد كشف می‌شود؟ یعنی آدمی با این همه استعداد، حتی یك پیشنهاد ساده و مستقل هم نباید داشته باشد كه به كمك آن دهان منتقدانش را ببندد؟ كاش فقط یك بار چهار خط مصاحبه فنی‌تر و تمیز از آقا محمد می‌خواندیم تا با خودمان فكر كنیم او هم گوشه‌ای از كار را گرفته است. این‌طوری شاید می‌فهمیدیم آقای تئوریسین در كنار حمله به منتقدان برادرش، وظایف دیگری هم دارد!سنگدلانه‌ترین اشتباه علی دایی اما این است كه برای مشروعیت بخشیدن به مربیگری برادرش، پای حضور او در جبهه و جنگ را وسط می‌كشد. كاش شهریار فوتبال ایران سینه‌اش را سپر كند و با حداكثر غرور فریاد بزند: «به شما چه؟ دلم می‌خواهد داداشم را دستیار خودم كنم و برایش قرارداد آنچنانی ببندم.» این خیلی بهتر از آن است كه پای مفاهیم مقدسی مثل دفاع از كیان كشور را وسط بكشد و اخوی را پشت چنین استدلالی پنهان كند. بی‌تردید تك‌تك آنهایی كه برای این مملكت جنگیدند، در قلب مردم جا دارند. اگر محمد دایی هم در هر مقطعی از زندگی‌اش چنین لباس ارزشمندی به تن داشته، اجرش محفوظ است. با این همه آیا ظلم در حق رزمنده‌ها نیست كه یكی مثل دایی دستیاری خودش را پاداشی برای جنگیدن در راه كشور بداند؟ چرا باید برای تفسیر یك كج‌سلیقگی بزرگ، از جبهه و رزم مایه بگذاریم؟ چرا باید چنین هزینه هنگفتی بدهیم تا جامعه باور كند محمد دایی مربی با دانشی است و صرفا به خاطر توانایی‌هایش طی دو سال ۳۵۰ میلیون تومان از پرسپولیس گرفته؟ چرا به خیل فرزندان این مملكت فكر نمی‌كنیم كه هنوز با تنی زخمی از دفاع، در تنهایی و تنگدستی زندگی می‌كنند و از هیچ‌كس هم هیچ توقعی ندارند؟ آیا كشاندن بحث مربیگری محمد دایی به خاكریز جنگ، آخرین ظلم در حق این بچه‌ها نیست؟
بر خلاف چیزی كه شاید علی دایی خیال می‌كند، انگار «داداش بازی» بچه‌های جنگ یك جور دیگری بود. كتاب‌ها را كه ورق می‌زنی، به یك جایی از تاریخچه دفاع می‌رسی به اسم برادران باكری. نوشته‌اند مهدی یك سال بزرگتر از حمید بود و فرماندهی لشكر را بر‌عهده داشت. بعد از پایان یك عملیات، وقتی رزمنده‌ها می‌خواستند پیكر بی‌جان برادرش حمید را برگردانند، مهدی دستور داد فقط زمانی حق دارند این كار را انجام دهند كه بشود جسد بقیه شهدای عملیات را هم عقب آورد. حمید برای همیشه همان‌جا ماند تا یك سال بعد پیكر مهدی هم به اروند سپرده شود. دو برادری كه برای حفظ خاك ایران جان دادند، بعد از شهادت حتی یك وجب از همین خاك را هم برای جا دادن پیكرشان برنداشتند. ادبیات وطن‌پرستی همین است‌؛ سلطنت برابری بر برادری‌؛ ما و شما كجای این قصه‌ایم آقای دایی؟

رسول بهروش