*** پیام مدیر :
مخاطب گرامی رسانه انزلی پرس، شما در حال مشاهده نسخه جدید و تجمیعی انزلی پرس هستید ، از این پس رسانه های ملوانی ، رادیو انزلی و گیل نوا در انزلی پرس به فعالیت های خود ادامه خواهند داد.

  • شناسه : 1395
  • ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۵:۰۲
رآلیزم سوسیالیستی ، یک سوء تفاهم

رآلیزم سوسیالیستی ، یک سوء تفاهم

( لنین ) در مصاحبه ای با خانم ( زتکین ) ، ۱۹۱۹ ، گفت : هر هنرمندی و هر فردی که خود را هنرمند می داند می تواند که اثر خود را آزادانه و متناسب با آرمان های شخصی اش بیافریند . این که لنین تا چه سطحی به گفته اش اعتقاد داشته ، […]

11855849_1482209618761355_2735396054681087531_n

( لنین ) در مصاحبه ای با خانم ( زتکین ) ، ۱۹۱۹ ، گفت : هر هنرمندی و هر فردی که خود را هنرمند می داند می تواند که اثر خود را آزادانه و متناسب با آرمان های شخصی اش بیافریند .

این که لنین تا چه سطحی به گفته اش اعتقاد داشته ، بحث ما نیست اما ، هنگامی که ( استالین ) در ۱۹۳۲ ، نویسندگان را ( مهندسان روح ) می خواند ، نه فقط از آن گفته ی رهبر انقلاب صحبتی نکرد ، بلکه به یادداشتی از لنین استناد کرد که با عنوان ( سازماندهی حزب و ادبیات حزبی ) و ۲۷ سال پیش تر ( ۱۹۰۶ ) به طبع درآمده بود . بعدها ، در ۱۹۳۷ ، خانم ( نادژدا ) بیوه ی لنین اعلام کرد که منظور شوهرش از ادبیات حزبی ، نه ادبیات که نوشته های سیاسی / تبلیغاتی بوده است . 

شروع قضایا ، مه ۱۹۳۴ ، در مسکو است . هفت سال پس از آغاز زمامداری ی استالین و چهار سال پیش از پروژه ی تصفیه . در کنگره ی اول نویسندگان شوروی ، (۷۰۰) نویسنده گرد آمده بودند تا با خواندن پیام استالین توسط ( ژدانف ) از موضوعی با عنوان رآلیزم سوسیالیستی پرده پرداری شود . مفهوم این اصطلاح ، آن گونه که استالین مدعی بود ( محتوای پرولتاریایی در قالب ملی ) جلوه یافت . به این ترتیب ، وضعیتی پدید آمد که نه حتا با مرگ استالین ( ۱۹۵۳) که تا به ۵۷ سال بعد ادامه پیدا کرد . وضعیتی که چند سویه بود . سویه ی نخست اش ، اظهار هویت یک انقلاب / دیدگاه بود با صبغه ی ایدئولوژی که می خواست خود را اثبات نماید و با اجرای مصوبه های ( پلیسی / حفاظتی) ادبیات اندیشه را پی گذارد . سویه ی دیگر این وضعیت ، آفریدن انواع نویسندگانی بود که با آفریدن انواع فراورده های مسطح خود ، اندیشه ی ادبیات را به مسلخ راندند . از آن (۷۰۰) نویسنده ی حاضر در کنگره ی اول مسکو ، (۵۰) نویسنده در کنگره ی دوم (۱۹۵۴) حضور داشته اند . پی جویی ی همه ی آن هایی که غایب بوده اند ، ماحصل خوش آیندی در پی نخواهد داشت چرا که روایتی ست آکنده از نحسی / حزن / تلخی . 

رآلیزم سوسیالیستی ( آن گونه که در کتاب “فرهنگ فلسفه / نشر مسکو / ۱۹۶۷” آمده ) مشتمل به هفت مولفه است : تجسم واقعیت در انکشاف انقلابی / اعتقاد به کمونیسم / در خدمت خلق و روح حزب بودن / همبستگی با زحمت کشان دنیا / تبعیت از انسان گرایی ی سوسیالیستی / خوش بینی تاریخی / طرد فرم گرایی . 
منهای یک جزء از مولفه ی نخست( واژه ی واقعیت ) و یک جزء از واپسین مولفه ( واژه ی فرم ) ، دیگر مورد های آمده رابطه ای ماهوی با گستره ی ادبیات ( و هر گستره ی هنری ی دیگری ) ندارند . آن چه که ایدئولوژی و یا هر حاکمیت سیاسی ای ، از ادبیات و هر عرصه ی هنری ی دیگری می خواهد ، انتظار عبثی ست چرا که فی نفسه ، امکان پذیر نیست این خواسته . چرایی ی این عدم ، واضح تر از آن ست که به تصور درآید . فطرت موضوع هنری ، موظف بودن نیست ، که عدم تبعیت ست و ، آفرینندگی . آفرینندگی ، ماهیت گستره های هنری ست ، همان گونه که ، تاویل ، ماهیت عرصه های دانشی ست . 

موجودیت و ماندگاری ی رآلیزم سوسیالیستی ، تبعات مثبتی در پی نداشت . روایت بی انتهای این تبعات را به دفعات ، مکتوب کرده اند . حتا در خود روسیه . فهرست این آثار ، بسیار طویل است . 

در آن سال های رآلیزم سوسیالیستی در شوروی ، پاره ای کوتاه آمده و تبعیت کردند ، و پاره ای دیگر نه . وضعیت آن هایی که کوتاه نیامدند ، مصالح یادداشتی دیگر است . اما ، در مورد آن طیف نخست ام ، قضایایی رخ داد که گاه بسیار نزدیک ست به ناراضی ها . به فرض ، فادیف ، عضو و دبیرکل هیئت رئیسه ی حزب ( نماد ادبیات شوراها ) در ۵۵ ساله گی خودکشی کرد . او همان کسی ست که یک سال پیش از مرگ اش ، پاسترناک ( نویسنده ی دکتر ژیواگو ) را مایه ی ننگ شوروی خواند و گفت : چرا باید مردی را حرمت گذاریم که این همه سال از پذیرش ایدئولوژی ما سر باز زده است ؟
برخوردهای این گونه ای از سوی کوتاه آمده ها ، گاه بیش از انتظار زعمای صدر بود . به فرض ، شولوخف ( که او را استعداد ادبیات شوراها و بهترین دانسته اند ، حتا در ایران ) به هنگام برگزاری ی دادگاه (سینیاوسکی ، دانیل ) ۱۹۶۶-۱۹۶۵ ، گفت : حفظ کمونیسم با اهمیت تر از آزادی ست .

برگرفته از صفحه استاد مهرداد بهروزی