دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۷:۴۳
 |  ۹/ آبان/ ۱۳۹۷ - ۱۱:۴۳
  |   نظرات: بدون نظر
بازدید

ملوان ! باران تو را صدا می زند و من هردوی تان را …

۱ – … اینجا بندرانزلی است ؛ زادگاهت ؛ بهترین جای جهان و تجلی خودِ خودِ «وطن» و پایتخت غزل های جهان ؛ جهانِ من… جهانی که عشق و صلح و آرامش هویت‌بخش‌اش بوده ، غزل هایی که عین باران انزلی فرح بخش و سخاوتمندانه جاری است و فروتنانه و بی هیچ منتی می‌بخشد و پایتختی که گهواره اشک ها و لبخندها و احساساتت بوده است …

بندرانزلی این «یاورِهمیشه مومن» و به یمن این همه احساسِ زیبای دوست داشتن و دوست داشته شدن بود که از سال های دور کودکی ، طول و عرض جهان هم برایت تمثیل‌وار محدوده‌ ای بود میان ابتدا و انتهای «کوچه ماهورِ» انزلی پشت باشگاه افسران و قدری عینی‌تر که بگویم ، تعبیر دنیا در آن روزهای شیرین کودکی ؛ اوایل و اواسط دهه ۶۰ در بندرانزلی جایی بود درست حدِ فاصل ۲ دروازه گل کوچک که بر و بچه های کوچه ماهور چون : امیرملک آرا ، فرهاد راستجوحرفه ، ماهور ملت پرست ، افشین حسینی فر و عصرگاهان و دمدمای غروب مثل خیلی جاها و محلات دیگر انزلی و غازیان ، بسیار جدی و مشتاقانه به گل کوچک می پرداختند .

۲ – اینجا بندرانزلی است ؛ زادگاهت هرچند از راه دور آمده ای اما مسافر و میهمان نیستی که خود را غریبه با این هوا و محیط احساس کنی باران می‌بارد و بارانی‌تر از همیشه می‌رسی به «میدان انزلی» (با همه نازیبایی‌ها و اشمئزاز بصری مرکز و پیرامونش) ، اینجا همان «مرکز شهر» است ؛ شهری همچنان خفته در روایت‌های پُر تب و تاب پیش‌قراولی خود و مردمانش در روند تجددطلبی و نوگرایی و دریدن پرده‌های خرافات و تابو‌های خرد و کلان اجتماعی و پیامدِ همه این ها جلوه‌گری های مثبت اجتماعی ۵-۴دهه پیش و بیش از آن خود و مرکز شهری که در یک کلام طی سال ها و دهه‌های اخیر فقط و فقط معرف و بازنمودی است از «فقر مدیریت شهری» و کلاه بزرگی که به نام «سیاست و بازی های سیاسی» سال هاست که بر سرِ شهر و شهروندان نهاده شده است …

۳ – از پارکینگ روباز ! شهرداری که سازه‌ ای است فوق تکنیکال ! و مبین جدیدترین تکنولوژی‌های صنعت شهرسازی و زیباسازی شهری ! و لبریز از خلاقیت و نبوغ مهندسان و مدیران و برنامه‌ریزان شهرداری انزلی !! گذر می‌کنی ، چند قدمی به سمت چپ می‌روی ، همان ابتدای خیابان گلستان غربی ، دست چپ و ته بن‌بستی به ساختمانی می‌روی که عبارتی در معرفی این ساختمان به چشم می‌خورد که نظر به مزین شدنش با یکی از جذاب‌ترین و نوستالژیک‌ترین اسامی و عناوین مرتبط با انزلی ، تاریخ ، جامعه ، اهالی و مردمانش ، سخت جلوه‌گری و دلارایی می کند : دفتر بندرانزلی
خوشبختانه درب ورودی باز است و برخلاف تمامی موسسات و دفاتر اداری وسازمان ها از دربان و انتظامات و هیچ خبری نیست که می تواند نشان از یک دفترِ کاری مبتنی بر تفکرات باز و منعطف باشد !! (اما نه ، چنین تعبیری فقط می‌تواند چیزی در حد یک شوخی باشد و دیگر هیچ…

۴ – از همان بدو ورود ، به هم ریختگی ، بی‌نظمی و بی سر و سامانی بیش از هر چیز دیگر در ساختمان و دفتر به نظر می‌آید ؛ یعنی فقط کافی است که تو انزلیچی و یا دوستدار و علاقه‌مند به نباشی و در این ساختمان و دفتر کاری داشته باشی که با مشاهده این شلختگی (که قطعاً نمود و بازنمودی است از یک شلختگی و ناهنجاری فکری اجتماعی مدیریتی وسیع تر) ، به خود می‌گویی که احتمالاً اشتباه آمده‌ ای و دفتر جای دیگری است !! و حتماً از شرایط بهتری برخوردار است !! اما نه ، واقعیت همین است و به خود می‌قبولانی که دست اندرکاران و متولیان آن قدر سرگرم تهیه بودجه و راست و ریس کردن امورات اساسی و رفع مشکلات ریشه‌ای اند !! که دیگر مجالی و حوصله‌ ای برای پرداختن به این موارد پیش پا افتاده و ظاهری ندارند !؟ و به خود یادآور می‌شوی از آن جا که محور و رکن هرگونه پیشرفت و پویایی و توسعه‌ ای بازمی‌گردد به سرمایه‌ی ای موسوم به «نیروی انسانی» و تعاملات درست میان نیروهای انسانی درون سازمانی ، بنابراین هنوز برای نتیجه‌گیری درباره ظرفیت‌ها و توانمندی های دفتر زود است و راهت را پیش گرفته و از پله‌های ساختمان بالا می‌روی …
جالب آن که در راه پله‌ها و دیوارهای ۴ گوشه دفتر ، عکس های متعدد و خاطره انگیزی از درست نیم قرن حضورِ مثبت و افتخارآفرینی و جریان سازی به چشم می‌خورد و بلافاصله این ذهنیت تا اندازه ای رویامآبانه برایت تداعی می‌شود که اصلاً می‌بایست موزه اختصاصی ملوان!! را هم ایجاد کرد !! و از این طریق کوشید تا با انتقال حجم عظیم و تحسین برانگیزی از خاطرات و افتخارات سال های دور و نیز سال ها ایستایی و مقاومت تا سرحدِ جان به رغم همه کمبودها و سوئ مدیریت‌ها و تفرقه افکنی‌ها ، به نسل کنونی و نسل‌های آتی ، در پاسداری از این میراث و سرمایه اجتماعی خطیر و حایزِ اهمیت ، نقش‌آفرین شد !! (البته چنین حرف ها و نظرات آکادمیکی در انزلی ، بیشتر به یک شوخی گزنده و طنز تلخ اجتماعی می‌ماند و بگذریم .) اما به هر روی این ذهنیت در نطفه می میرد ؛ چرا که با یکی ، دو ساعت حضور در دفتر و مشاهده روند تعاملات و آشنایی با کم و کیف کاری به خود نهیب می‌زنی که : درواقع به یمن رکود مستمر و فقدان تفکرات اصولی و نیز هرگونه ضمانت اجرای برنامه‌های جامع بلندمدت برای مدیریت و زیرمجموعه‌ها ، دقیقاً اینجا نه دفتر که به منزله همان موزه ! مدنظر است ! …
آن چه در دفتر مشاهده شد و اتمسفر غالب ارتباطی و جنس تعاملات و رفت و آمدها و بیشتر شبیه حال و هوای همان موزه‌هایی بود که صرفاً از پیشینه و تاریخ و گذشته‌ها تغذیه می‌کنند و میراث دار یک مرگ‌اند و نه نویددهنده یک زندگی و نه متناسب با شرایط لازم برای یک دفتر باشگاه و موسسه و سازمان و که عطف به تغییرات پی در پی و بی وقفه در دل جامعه و مناسبات و ارتباطات و تجارت و فرهنگ و می بایست دایماً همگام با این تحولات خود را به روزرسانی کرده و به ویژه در زمینه رشد علم و دانش و مدیریت فوتبالی و ارتقای فکری فرهنگی شان بکوشند ؛ درست مشابه نوعی خودفریبی کلان اجتماعی که دیرزمانی است در جامعه ایران و حتی در میان ایرانیان خارج نشین با آن مواجهیم که بی اعتنا به فترت و رکود اجتماعی ، حداقل از جنبش مشروطیت تاکنون ، به جای توجه به این معضل اساسی و دریافتن علل و زمینه های این فترت مستمر (که مویدش در این مقاله همان درجازدن و ایستایی ۶-۲۵ سال اخیر ملوان است) ، مدام سنگ ایران باستان ! را به سینه می‌زنند (همانند توجه و تمرکز قابل احترام دوستداران ملوان به خاطرات و افتخارات سال های دور) و بی اعتنا به خلاء عظیم فکری فرهنگی اجتماعی موجود ، چنان ادای احترامی نسبت به تمدن پارس ! و عظمت پیشدادیان و هخامنشیان و اعتبار کوروش و داریوش و که و که می کنند تا با نوعی خودفریبی کودکانه و فرافکنی جهت دار هم که شده ، درد اصلی که همانا این خواب دیرینه است به بوته فراموشی سپرده شود ///که در این مقاله متوجه التیام زخم‌های مزمن ملوان و خارج ساختنش از مدار بحران‌های پی در پی و مسئولیت ناشناسی‌ها وسومدیریتی هاست.

۵ – آری ؛ اینجا در دفتر هم مدت های مدید است که چنین شرایطی حاکم است (درست مشابه رویکرد اغلب دوستداران قوی سپید خزر ، که سال هاست همانند نویسنده این یادداشت در خلاء یک ملوان موفق و سرزنده و نیز نبود احساسات عمیق اجتماعی نسبت به و ساز و کار مدیریتی و تشکیلاتش ، صرفاً با کوله بار خاطرات ناب قدیمی دمخورند و سوار بر کشتی ذهن ، در اقیانوس افتخارات سال های دور پیش رفته و هریک در ساحل دلارا و دلارامی از عشق و احساسات و غرور عجین با قوی سفید خزر لنگر انداخته‌اند …
اینجا صبح تا عصر و پی در پی پیشکسوتان می‌آیند و دورهمی‌های پایان ناپذیر میان شان برپاست ، اما من هر بار در چشم های پر فریاد هر یک از پیشکسوتان ، فقط در پی رگه‌هایی از همان دوران بازیگری‌شان هستم که بارها و بارها و در نهایت تعهد و صلابت ، در میادین دور و نزدیک حضور یافته ، خوشحالی و شور و شوق عمومی را در دل جامعه انزلی و میان دوستداران ملوان در جای جای ایران و جهان و با لباس ملوان پدیدار ساختند و اشک شوق در دیدگان مان جای گرفت و از فرط خوشحالی ناشی از گلزنی‌ها و زیبا بازی کردن‌ها و پیروزی‌ها و قهرمانی های ملوان ، سر از پا نشناخته و بر سر و روی خود کوفته و مضافاً دست بر در و دیوار کوبیده و تا سقف خانه‌هایی که بی هیچ اما و اگر همگی نام و یادی از ملوان بر دل و جان داشته اند به پرواز درآییم و فریاد «هرجای میدان پای ملوان» من ، در کوچه ماهور انزلی به احترام ملوان ، تلاقی یابد و همسو شود با فریاد یک غازیانی که در کوچه پس کوچه‌های متروپل غازیان به افتخار ملوان می‌خواند : «هوهوهو ایران ملوان» …
اما حالا و با وضعیت بغرنج موجود و به بی راهه سیاست هدایت شدن ملوان ، دیگر از این پیشکسوتان ، آن هم در این ملوان از توسعه بازمانده و معلق مانده در حصار روزمرگی‌های خویش و سطحی نگری‌های دست اندرکاران پس پرده‌اش ، چه انتظاری می‌توان داشت ؟! البته حداقل انتظار این است که با سواستفاده گران و غیرفوتبالی‌های حاضر در متن و حاشیه این موزه ؟! بخوانید این دفتر و این باشگاه همسو و هم پیمان نشوند و همچنان مطابق همان اصالت و پرستیژ قابل احترام توپچی‌های آرمانگرای تزلزل ناپذیرِ با صلابت ملوان دهه‌یی دورِ پرفروغ باشند …
ملوان بندرانزلی بی هیچ پیشوند وپسوند ، بوده و هست و خواهد ماند و هرگز مشمول مرور زمان نخواهد شد . بجاست یک بار برای همیشه شخصیت های حقوقی مرتبط با باشگاه و شخص سرمایه گذار به یک سنتز درست و تمام عیار میان کاستی‌های موجود که بیش از پول و سرمایه مادی ، ریشه در فقدان تفکر درست و سالم جمع گرا دارد با سرمایه‌ های فکری اجتماعی اقتصادی خانواده بزرگ ملوان دست یابد و با وحدت کلمه به رغم صحه نهادن بر وجود سلایق متفاوت در راه هدفی متعالی چون احیا و بازگرداندن ملوان به جاده سلامت و بهروزی دست های دوستی ملوانان فارغ از هر زنده باد و مرده باد درهم گره شود و با پس زدن و طرد تمامی عناصر و جریانات عوام فریب و کاسب مسلک و حاشیه ساز ، بخواهیم تا بتوانیم ملوان و ملوانان را با اعتبار دورمانده‌اش پیوند دهیم …

۶ – به یاد داشته باشیم که تیتر دلنشین (مردمی ترین تیم فوتبال ایران) ، ضمن احترام به آرارات و صنعت نفت ، زیبنده نام ملوان بوده و هست و بنابراین متناسب با این عنوان ارزشمند ، ساختار و سازمان ملوان نیز می بایست دچار تغییرات و تحولات بسیار شود تا از شان این عنوان زیبا برخوردار شود و عبارت جذاب (مردمی و مردمی بودن) صرفاً کلیشه و شعاری نشود همانند بسیاری تیترها و شعارهای عوام فریبانه و تاریخ مصرف گذشته دیگر و به جای رویکرد «موزه وار» و قالبی و خنثی نسبت به ملوان و دوستدارانش حال در لوای نام دفتر باشگاه ، بلندنظری و اشراف به واقعیات موجود و راندن یکسری دشمنان دوست نما را اولویت بخشید و ساختار مستهلک و سازمان راکد ملوان را به صورت تدریجی در پروسه رشد و توسعه همه‌جانبه قرار داد .

۷ – آری ، این ملوان نازنین از همان لحظه که حال به هر توجیهی در مدار سیاست قرار گرفت و در آغوش «مار هفت سر سیاست» پناه گرفت و دستاویز و طعمه ای شد برای یکسری نان به نرخ روز خورها و ابن الوقت‌ها و ملون های دور و نزدیک ، از مفهوم و محتوای مثبت اجتماعی اش نیز متاسفانه دور و دورتر شد و در ادامه از آن جا که در یک استمرار تاریخی ، ساختاری در ملوان موجود نبود که احیاناً مانع از ضربه پذیری‌های متعدد ملوان شود ، ملوان اسیر سیاست های خاله زنکی و باری به هر جهت شد و این میان ملوان صرفاً نامی بود که تکرار می‌شد ؛ بی هیچ ردپایی از اصالت و تاریخ خویش …

۸ – آری ؛ آن جا که به اصطلاح دفتر باشگاه فرهنگی ؟! ورزشی ملوان بندرانزلی بود امید که از این قالب موزه فرم و سردرگم خارج شود و به زودی پیامد بسیاری تحولات مدیریتی در سطوح فوقانی ، دفتر باشگاه ملوان و برنامه‌ها و کارکردهایش همانی شود که برازنده ملوانی است اصیل و همواره دوست داشتنی…

سروش ملت پرست بندرانزلی-کوچه ماهور ۲۶/۷/۱۳۹


این مطلب را به اشتراک بگذارید sms whatsapp

لطفا به سوال امنیتی پاسخ دهید *

نظرسنجی

از عملکرد ملوان در فصل نقل و انتقالات رضایت دارید ؟

View Results

Loading ... Loading ...
تلویزیون اینترنتی انزلی پرس
آخرین اخبار
منو سایت
دسته بندی
آمار بازدید:

بازدید امروز: 858 بازدید

بازدید دیروز: 2529 بازدید

بازدید کل : 9713775 بازدید

افراد آنلاین: 0 نفر

انزلی , اخبارانزلی , ملوان , بندرانزلی , گیلان , ملوان انزلی , گردشگری انزلی , منطقه آزاد انزلی , آبکنار , تالاب انزلی , بندر انزلی , انزلی چی