منطقه آزاد انزلی در موقعیت نقط عطف

منطقه آزاد انزلی در موقعیت نقط عطف

یکی از اهداف تعیین شده برای مناطق آزاد تجاری ـ صنعتی در قانون شکل‌گیری آن، تولید و صادرات کالاهای صنعتی و تبدیلی و ارائه خدمات عمومی است. (ماده ۱ قانون چگونگی اداره مناطق آزاد جمهوری اسلامی ایران). اما شاید در عمل وقتی سخن از مناطق آزاد می‌شود، ناگهان در ذهن مردم تردد با خودروهای مناطق آزاد به واسطه معافیت‌های گمرکی تداعی می‌شود یا وقتی از انتظارات ایشان از این مناطق پرسیده می‌شود، در پاسخ افزایش محدوده تردد این خودروها درخواست می‌شود.

اما به راستی چرا هدف اصلی تشکیل این مناطق که همان عمران و آبادانی، رشد و توسعه اقتصادی و ایجاد اشتغال مولد است، در ذهن آنها تداعی نمی‌شود. باید بپذیریم مردم هر آنچه را در زندگی روزمره خود لمس می‌کنند را به ذهن می‌سپارند. منطقه آزاد انزلی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و نیست. اما به نظر می‌رسد موقعیت جغرافیایی بندرانزلی و شرایط منطقه‌ای به گونه‌ای رقم خورده است که با یک برنامه‌ریزی درست بتوان یک جهش اقتصادی بزرگ را در استان گیلان شاهد بود. اقدامات زیربنایی خوبی که بعد از سال ۱۳۸۲ و همزمان با تشکیل منطقه آزاد انزلی صورت گرفته، موجب شده یک پتانسیل آماده جهت بهره‌برداری اقتصادی و ایجاد اشتغال مولد مهیا شود.

بخش قابل توجهی از اقتصاد گیلان را کشاورزی تشکیل می‌دهد و استان‌های مجاور آن نیز همین الگوی اقتصادی را دارند، اما در روزگار نه چندان دور بخش‌های مختلف کشاورزی در این استان‌ها بسیار فعال و پویا بود. ولی امروزه ظرفیت‌هایی نظیر پرورش کرم ابریشم، چای، برنج، میوه، سبزیجات و… بسیار کمرنگ یا رو به نابودی بوده و بیشتر خام فروشی می‌شود. اگر کمی بهتر و کلی به این مسائل بنگریم، می‌توان دلیل عدم رقابت‌پذیری این محصولات با اقلام خارجی مشابه را، حتی برای مصرف‌کننده داخلی درک نمود.

به عنوان نمونه چای تولید استان از کیفیت بسیار بالایی برخودار است ولی به دلیل تکنولوژی فرآوری و بسته‌بندی نامرغوب یا غیرجذاب، مصرف‌کننده ترغیب می‌شود از چای وارداتی که در بیشتر مواقع کیفیت پایین‌تر و قیمت بالاتری نیز دارند، استفاده نماید. شاید زمان آن رسیده که با استفاده از موقعیت، تسهیلات و معافیت‌های مناطق آزاد و بهره‌گیری از امکان سرمایه‌گذاری مشترک با صاحبان صنایع بین‌المللی، علاوه بر تبدیل شدن به منطقه هاب توزیع و فرآوری، صنعت بسته‌بندی و تبدیلی خود را مورد بازنگری قرار بدهیم.

این صنایع امروزه نقش پررنگی در تجارت جهانی ایفا می‌نمایند و کشورهای مختلف، به‌خصوص امارات متحده عربی، ترکیه و… با بهره‌گیری از تولیدات خود یا واردات خام از سایر کشورها، برند محصولاتشان را جهانی نموده‌اند. شاید مثال بارز آن چای صادراتی یکی از همین کشورهای عربی است که با واردات این محصول به صورت فرآوری نشده و فله از کشورهایی نظیر سریلانکا و هندوستان، و انجام فرآوری و بسته‌بندی شیک و جذاب با حاشیه سود بالا و تحت برند خود به فروش می‌رساند.

اهمیت این موضوع به حدی است که مقام معظم رهبری بارها در دیدار با مسوولان و هیات دولت به آن اشاره نموده‌اند. ایشان با بیان اینکه «صنایع بخش کشاورزی، یکی از بخش‌های راهبردی است که در همه کشورها به آن کمک ویژه می‌شود و دولت باید به بخش کشاورزی مساعدت ویژه‌ای داشته باشد، فرمودند: یکی از راه‌های توسعه اشتغال و افزایش درآمدهای کشاورزی، ایجاد و توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی کشاورزی و صنایع روستایی است.» از طرف دیگر ایجاد صنایع تبدیلی و تکمیلی موثرترین راهکار برای کاهش حجم ضایعات کشاورزی به شمار می‌رود. هم‌اکنون ضایعات بخش کشاورزی ۳۰ درصد است که ارزش این حجم از ضایعات ۳ تا ۵ میلیون دلار برآورد می‌شود.

ترکیه به عنوان یکی از کشورهای پیشتاز در صنایع تبدیلی و بسته‌بندی، حجم عظیمی از واردات محصولات کشاورزی کشورهای روسیه، قزاقستان و ترکمنستان را تامین می‌نماید. اما مناقشات اخیر این کشور با روسیه و همچنین موقعیت جغرافیایی منطقه آزاد انزلی با توجه به نزدیکی به کشورهای حاشیه دریایی خزر به عنوان بازار هدف برای سرمایه‌گذاران ترک و خارجی، می‌تواند یک نقطه شروع برای صنایع تبدیلی شمال کشور تلقی شود. به دلیل سهولت در سرمایه‌گذاری خارجی در مناطق آزاد و همچنین معافیت‌های گمرکی ناشی از ورود تکنولوژی و تجهیزات مدرن و همچنین امکان واردات، ایجاد ارزش افزوده و صادرات مجدد محصولات و مواد خام، بدون تشریفات و هزینه‌های گمرکی، بستر مناسبی را برای ایجاد اشتغال مولد، ورود و بومی‌سازی تکنولوژی‌های جدید در این مناطق مهیا نموده است.

به نظر می‌رسد در دوران پسا برجام می‌بایست با ایجاد و تقویت صنایع در محدوده مناطق آزاد و ویژه و همچنین احیاء بیش از پیش صنعت کانتینری به خصوص یخچالی در بخش بندری و دریایی خزر، از ظرفیت‌ها و موهبت‌های خدادادی استان‌های شمالی کشور استفاده بهینه نموده و بخش کشاورزی و صنایع وابسته آن را احیاء نمود.

متاسفانه طی سال‌های گذشته آنچه که مانع از این وضعیت شد درواقع عدم هماهنگی سازمان‌ها، ادارات دولتی، بخش خصوصی و نیز نهادهای مردمی در جهت تقویت این بخش از اقتصاد ملی بود. چنانچه اداره صنایع، به همراه اتاق‌های بازرگانی و انجمن‌های صنفی در کنار فعالیت شبانه‌روزی بخش خصوصی در حوزه‌های مختلف می‌توان استراتژی برای این بخش از کشور ترسیم کرد که با محصولات جدید در کنار بازاریابی در مناطق کشورهای آسیای میانه امکان جدیدی را به وجود خواهد آورد.

آنچه که مدیران حمل و نقل دریایی به خصوص سازمان بنادر ودریانوردی به همراه سازمان منطقه آزاد تاکنون آن را جدی نگرفتند ارائه اطلاعات و داده‌های مناسب جهت تعیین این استراتژی است. استراتژی که نه می‌تواند صرفا مبتنی بر اقتصاد صنعتی باشد و نه کشاورزی صرف.

طی سال‌های اخیر با تحولاتی که در داخل و منطقه تجربه شده بازارهای منطقه و حتی بازار داخلی به‌شدت متنوع شده‌اند و باید براساس نیازهای جدید وارد استراتژی جدید شد. این استراتژی جدید باید با هم اندیشی بخش‌های مختلف صورت گیرد تا به تدریج به تصویر واقعی در این امر دست یابند.

اما در کنار این استراتژی کلان باید یک محور اصلی را حتما مورد توجه قرار دهند که بنادر شمالی کشور باید در یکی از شاهراه‌های اصلی این مبادلات تجاری قرار گیرند. مخصوصا با احداث خط راهآهن قزوین ـ آستارا منطقه شمال غرب کشور پس از نیم قرن وارد شبکه ریلی کشور شده که می‌تواند در کاهش قیمت تمام شده کالا و تسریع صدور کالا و همچنین بهنیه نمودن حمل و نقل کالا تاثیر بسزایی داشته باشد.

یک پیشنهاد برای شما:

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.