سه شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۵۴
 |  ۲۲/ آبان/ ۱۳۹۷ - ۵:۱۲
  |   نظرات: بدون نظر
بازدید

کژکارکردی رسانه ها در فوتبال باشگاهی / روایتی فوتبالی از جامعه توده وار

انزلی پرس – گاه به عبارات نغزی برمی خوریم که از بسیاری همایش ها،جلسات و مطالب زرد و سخیف  مندرج در رسانه ها و مطبوعات  عمیق تر و مفید تر می نماید.کارل مارکس در عبارتی بی نظیر و بسیار واقع گرایانه می گوید:((ما آن گونه که زندگی می کنیم ،فکر می کنیم و آن گونه که فکر می کنیم زندگی نمی کنیم)) و چهارچوب زندگی روزمره و و اقعیات اجتماعی-زیستی را تعیین کننده نوع و جنس اندیشه ورزی می داند و والتر لیپمن-روزنامه نگار و نظریه پرداز امریکایی-در عبارتی که ارتباط مستقیم می یابد با این مقاله بیان می دارد:((وقتی همه ما یک جور می اندیشیم،هیچ یک از ما نمی اندیشد))واقعیتی که بازگوکننده تاثیرات مخرب تبلیغات کذایی در فوتبال باشگاهی کشور و پیامدش گرایش های توده وار  به ویژه  نسبت به تیمهای سرخابی است.
فوتبال به عنوان یکی از پدیده های مدرن اجتماعی،قطعا تاثیر-تاثرات متقابل و  متفاوت در هریک از جوامع ،فرهنگ ها  و روحیات اجتماعی غالب  داشته است و از این حیث دامنه تعمیم و نفوذ اجتماعی اش تابعی مطلق می شود از موارد یاد شده و به پیوستشان رسانه ها و دستگاه های تبلیغاتی که در زمینه بزرگنمایی فوتبال و واقعیات فوتبالی وسمت وسو دادن علایق و گرایش های فوتبالی توده مردم نقش آفرین بوده و هستند.
به این موارد توجه کنید:مجری خطاب به خواننده،نوازنده،بازیگر،آشپز،نابغه،آخوند،کفاش،نقاش و…:((تا یادم نرفته سوالی را بپرسم که قطعا سوال خیلی از بینندگان و شنوندگان؟!راستی شما قرمزته یا آبیته؟))…عاقد خطاب به عروس-داماد در آستانه اقامه خطبه عقد:((خب به سلامتی،شما قرمزته یا آبیته؟!… خبرنگار خطاب به مجرم محکوم به حبس: ((حالا با همه این تفاسیر ،بگو ببینیم آبیته یا قرمزته؟!…و استمرار ادبیات و گزاره هایی چنین روتین  و سطحی که نه به عنوان سوژه بلکه حربه و ابزار تبلیغی بسیار موثری است که در خلاء اراده و تفکر مستقل ،با بمباران ذهنی رسانه ها   در آستانه هنجار و قاعده ای عمومی تلقی شدن قرار داشت و جالب آنکه فشار تبلیغاتی و حمایت یکسویه از سرخابی به حدی بوده و هست که بسیاری غیرفوتبالی  ها نیر صرفا در تبعیت از نوعی(( مدوارگی حامی سرخابی بودن)) و شبه پرستیژ و هیاهوی های پیرامونی ،خود را وارد هیجانات  خنثی حمایت از سرخابی ساخته و می سازند و رسانه ها  نیز کماکان با سوء استفاده از گرایش هایی چنین توده وار وپیش بینی پذیر،با کمترین سرمایه گذاری  و به راحت ترین شیوه ممکن ،بیشترین منافع مادی را از آن خود می سازند و نامش را می گذارند همراهی با علایق عمومی!!!…
چنان می نماید که اگر شخصی علاقه مندی هایش به فوتبال و فوتبال باشگاهی را در فضایی فراتر از سرخابی دنبال کند،به تعبیری از دایره فوتبال و اجتماع به دور است!!!
آن گونه که از سوی تئوریسین ها و نظریه پردازان علوم اجتماعی مطرح شده،((قطب بندی)) و در ادامه ((قطب گرایی))یکی از موثرترین شگردها و ترفندهایی بوده است که مطابق با آن –حال در این موضوع مورد بحث،تحت لوای فوتبال-با تقسیم بندی و تجزیه جوامع بزرگ شهری به ۲ گروه عمده طرفدارا ن تیم الف و ب ،مثلا اورتون و لیورپول در شهر بندری لیورپول انگلستان و آث میلان و اینتر میلان در شهر میلان ایتالیا و …بعد سرمایه گذاری افراطی تبلیغی روی قطبها و تیمهای مذکور،جمعیت فعال شهر به ۲ گروه عمده مثلا قرمز ها وآبی ها تقسیم  وتجزیه می شود-مشابه تقسیم سیاسیون به ۲ طیف اصلاح طلب و اصولگرا-بدین گونه نوعی یکدست سازی و از پیش تعیین شدگی مطالبات نیروهای غالبا جوان ،کنترل جمعیت با سوق دادن انرژی متراکم و دغدغه های اجتماعی آحاد مردم به سوی مستطیل سبز فوتبال امکان پذیر می شود و با دماسنج اجتماعی و عایق هایی چون :فوتبال و سرخابی  و شاید ملوان و تراکتورسازی و…هیجانات خطرناک تخلیه نشده و فشارهای عصبی موجود،از طریق مجادلات کلامی و کرکری خوانی ها و تیکه انداختن ها و خط ونشان کشیدن ها و صدمه وارد کردن به صندلی اتوبوس ها  و در نمایی نزدیکتر و در دل استادیوم قاطی شدن  و استحاله در متان همهمه ای فراگیر و هوچی گری و هتاکی بالفرض مثال در مستطیل سبز آزادی مجال بروز وتخلیه یافته و فروکش می کند.
قطب گرایی منتسب به سرخابی هرچند در دهه ۵۰ و در عرصه فوتبال باشگاهی معتبر موسوم به جام تخت جمشید رونق گرفت و در دهه ۶۰ و تا اواسط دهه ۷۰ در جام حذفی،لیگ باشگاهی و باشگاه های تهران هر از چندی نمودی یافت اما پس از آن با جا به جایی های صورت گرفته در هرم مدیریتی فوتبال کشور که ارتباط مستقیم داشته و دارد با نگرش های غالب مدیریت های منطقه ای  نسبت به فوتبال و قابلیت های مدیریتی شان  به ویژه در مناطقی چون:اصفهان،خوزشتان ،آذربایجان شرقی و…و قطعا حمایت نیروهای سیاسی،دیگر در قالب سنتی و جهان سومی اش موثر واقع نمی شد و بعد از آن بود که ابزار رسانه ای و شبکه های تبلیغی ((کژکارکردی))خود را در زمینه تمرکز افراطی و حمایت های تبعیض آمیز از سرخابی ،پررنگ تر ارائه گر شدند؛ به حدی که کار را از تبعیض رسانه ای تا ابتذال رسانه ای پیش بردند…آخر  چنان و چنین   شیفتگی و تمرکز و حمایت از سرخابی ،آن هم در شرایطی که شناسنامه های فوتبال ایران نظیر:پاس بزرگ ،آرارات با شخصیت،برق شیراز معتبر،نساجی منسجم،ملوان مقتدر و…به فنا رفته  و خاستگاه هایفوتبال ایران نابود شده و یا سالهاست صرفا نمردن را زندگی می کنند چه معنایی دارد؟؟
بحران عظیم تر از آنی است که تصور می شود؛در اعتراض به تبعیض شبکه های داخلی میان تیمهای شهرستانی و سرخابی،برای پیگیری فوتبال داخلی به شبکه های فارسی زبان ماهواره ای هم که رجوع می کنی شرایط غالبا به همین شکل است –غیر از برنامه های آقای مجید وارث در شبکه…-و به خود نهیب می زنی که نکند حقیقت و حقانیت فوتبال این مرز و بوم خلاصه می شود در سرخابی و ما بی خبریم ؟!…
بحران عظیم تر از اینهاست که می پنداریم،سرزمین ایران  که به منزله یک قالی آکنده از نقشها وطرحهای متفاوت-فرهنگها،خرده فرهنگها و روحیات گوناگون- تصور می شود ، شگفتا  در بسیاری اوقات و در بسیاری جاها گره ناگسستنی ای می خورد با همین قطب بندی تاریخ مصرف گذشته سرخابی  و متاسفانه در فقدان نمادهای بومی و تیمهای فوتبال قوی و در مسیر رشد قرار گرفته –که عامل بسیار مهمی است در تثبیت علایق قومی-فولکلور و ارائه هویت های بومی و انعکاس شان در گستره ای ملی- تحت تاثیر تبلیغات گیج کننده آن مهابادی ها،آن زابلی ها ،آن شاهرودی  ها و…پرچم حمایت از سرخابی را به اهتزار در می آورند و به هر ترتیب که شده  از شبکه سرخابی و از حلقوم پرسپولیس واستقلال اظهار وجود می کنند …آن هم دقیقا در تقابل با ریز ودرشت محرومیت ها و کاستی های اجتماعی و در شرایطی که نگرش واقع بینانه  دلالتی است بر این نکته که دقیقا  همین ((سرخابی))یکی از عمومی ترین نمادهاو فرآورده های سرمایه داری بی بند و بار و غیراصولی طی یکی ،دو دهه اخیر در کشور  بوده است  که پیرو تمرکز گرایی اعصاب خردکن ،همه اصالت ها و  کانون های فوتبالی را در راه حفظ سرخابی ذبح کرده و افزون بر آن مصداقی است بارز در زمینه تشدید فاصله و شکاف های اجتماعی میان مرکز-پیرامون…و همه این گرایش های توده وار صرفا بازتابی است از عدم توازن در توسعه  اجتماعی-ورزشی و چرخه محتوم محرومیت ها…
پیشترها عبارتی کلیشه وار لقلقه زبانی مدافعان سرخابی در رسانه ها بود که :هر وقت سرخابی قوی باشند،تیم ملی نیز به تبعشان قوی  خواهد بود!که البته حضور ایران در ادوار اخیر جام جهانی آن هم در شرایطی که سرخابی شرایط خوبی نداشتند  مثال نقضی بود بر این مدعا…
روی بسیار مثبت قضیه این است که خوشبختانه دوستداران فوتبال در مناطقی چون:آبادان،اهواز،تبریز ،بندرانزلی و…نظر به ریشه دار بودن فوتبال و تاریخ پربار تیمهای برترشان در عرصه فوتبال کشور و قاره کهن ، ،هیچ نوع باورمندی و احیانا مسخ شدگی و سلب اراده تحت تاثیر  تبلیغات و القائات پیرامون سرخابی نیافتند و این واقعیت اجتماعی در خور ستایش وقتی زیباتر جلوه گر می شود که در روز دیدار نمایندگان فوتبال بندرانزلی وآبادان و اهواز وتبریز و … با سرخابی –برخلاف بسیاری از نقاط کشور-استادیوم به قرق دوستداران تیمهای شهرستانی در می آید و در چنین شرایطی بلندگوهای متعدد  و تریبون های پر امکانات حامی سرخابی هستند که احساس تنهایی می کنند؛درست مانند دیدار برگشت فینال جام حذفی مورخه ۲۰ خرداد ۱۳۹۰ که از شب قبل مردم انزلی ودوستداران ملوان،پیشاپیش در جای جای شهر با پایکوبی و دست افشانی  جشن قهرمانی به راه انداخته بودند و روز بازی ورزشگاه تختی بندرانزلی در حمایت از ((قوی سفید خزری ملوان بندرانزلی)۹، یکدست سفیدپوش بود-هر چند سرخ ها صد در صد با زمینه سازی های پشت پرده و قضاوت صد در صد غیر منصفانه و غرض ورزانه علیرضا فغانی در دیدار رفت توانستند به جامی که مستحقش نبودند برسند-…
و کلام پایانی اینکه:سرخابی و موفقیت هایشان-در رقابت هایی برابر و به دور از هرگونه تبعیض-امری است قابل  توجه ؛اما این قسم حمایت ها و گرایش ها نسبت به سرخابی ،همچون بسیاری دیگر از پدیده های اجتماعی توده وار  مانند:تب تند گرایش به موسیقی تند،آرامش زدا و هرج و مرج طلب ((رپ)) و یا گرایش توده وار به اصلاحاتی چنین خنثی و روتین… چون در فقدان روح و اصالت اجتماعی درخور ایجاد شده هرگز بدل به جریانی تحول گرا و فرهنگساز در قاموس  جامعه نمی شود –آن گونه که انحطاط اخلاقی حاکم بر ورزشگاه ها در حداقل یک دهه اخیر از این امر حکایت می کند-  تاکید می شود که توامان:۱- زاییده تبلیغات و القائات بی حد و حصر دستگاه تبلیغی-رسانه ای است و ۲-گرایش های انفعالی و باری به هر جهت تحت تاثیر بزرگنمایی های رسانه ای  می باشد که از مسکنی به نام سرخابی و هیاهو و جنجال های پیرامون شان به عنوان مرهمی بر آلام و عایق و حجابی بر بسیاری محرومیت ها بهره برده می شود تا چند ساعتی و چند روزی هم که شده با غوطه ور شدن در گرداب سرخابی ،بی خیال درد ها و دغدغه های همیشگی شد.

سروش ملت پرست-بندرانزلی ((نویسنده کتاب ؛ملوان بندرانزلی،حقیقت رویاها))


این مطلب را به اشتراک بگذارید sms whatsapp

لطفا به سوال امنیتی پاسخ دهید *

نظرسنجی

از عملکرد ملوان در فصل نقل و انتقالات رضایت دارید ؟

View Results

Loading ... Loading ...
تلویزیون اینترنتی انزلی پرس
آخرین اخبار
منو سایت
دسته بندی
آمار بازدید:

بازدید امروز: 3449 بازدید

بازدید دیروز: 2719 بازدید

بازدید کل : 9790158 بازدید

افراد آنلاین: 0 نفر

انزلی , اخبارانزلی , ملوان , بندرانزلی , گیلان , ملوان انزلی , گردشگری انزلی , منطقه آزاد انزلی , آبکنار , تالاب انزلی , بندر انزلی , انزلی چی