انزلی پرس – استعفای مازیار زارع از سرمربیگری ملوان بندرانزلی را نمیتوان صرفاً واکنشی به شکست مقابل چادرملو اردکان دانست. پشت این تصمیم، مجموعهای از دغدغهها درباره سیاست نقلوانتقالات، محدودیتهای مالی، جوانگرایی و انتظارات از ملوان قرار دارد. جمله کلیدی زارع در نشست خبری پس از بازی با چادر ملو، شاید بهتر از هر توضیح دیگری نگاه او به شرایط این تیم را نشان دهد: «برای من راحتترین کار، حفظ ملوان در لیگ برتر است.»
حفظ ملوان در لیگ برتر؛ مأموریتی که مازیار را راضی نمیکند
مازیار زارع دیگر مربی کمتجربهای نیست که صرفاً به دنبال عبور از یک مأموریت دشوار باشد. اگر هدف فقط حفظ ملوان در لیگ برتر باشد، او توانایی انجام چنین کاری را دارد؛ اما ظاهراً مسئله اصلی او فراتر از بقاست.
آنچه ذهن سرمربی ملوان را درگیر کرده، مجموعهای از محدودیتها و شرایطی است که به اعتقاد او نباید مانعی برای ساختن یک تیم قدرتمند باشند.
زارع در چند نشست خبری نیز به این موضوع اشاره کرده بود که چرا ملوان همیشه باید با دغدغه هزینهها و محدودیت جذب بازیکن وارد مسابقات شود؟ چرا وقتی امکان ساخت تیمی قدرتمندتر وجود دارد، همواره باید درباره نخریدن بازیکن و هزینه نکردن صحبت کرد؟
پرسش اصلی او روشن بود؛ چرا ملوان باید هر فصل برای بقا بجنگد، در حالی که میتواند اهداف بزرگتری داشته باشد؟
جوانگرایی در ملوان؛ آرمان یا رویا پردازی؟
نگاهی به ترکیب این فصل ملوان نشان میدهد بخش قابل توجهی از تیم را بازیکنان جوان، بومی و کمتجربه تشکیل میدهند. این همان مسیری است که بخشی از هواداران و دستاندرکاران فوتبال انزلی همواره از آن حمایت کردهاند.
اما جوانگرایی فقط فرصت دادن به استعدادهای بومی نیست؛ این سیاست هزینههایی هم دارد. اشتباهات فردی، نوسان عملکرد و ناتوانی در مدیریت لحظات حساس مسابقه، بخشی از واقعیت تیمی است که هنوز تجربه کافی در سطح اول فوتبال ایران ندارد.
شکستهای ملوان در دقایق پایانی نیز میتواند یکی از نشانههای همین مشکل باشد. تیمی که در بخش زیادی از مسابقه عملکرد مناسبی دارد، گاهی در لحظات سرنوشتساز تمرکز خود را از دست میدهد و امتیازهای ارزشمندی را واگذار میکند.
مازیار زارع هزینه این جوانگرایی را پرداخت کرده است؛ هزینهای که اکنون بیش از هر کسی برای او فاکتور شده است!
از مکتب بهمن صالحنیا تا ملوان امروز
یک پرسش مهم در این میان مطرح میشود؛ ملوان بزرگ دهه ۵۰ و ۶۰ چگونه شکل گرفت؟
مگر بازیکنان جوان و بومی آن نسل بدون اشتباه وارد میدان میشدند؟ مگر بهمن صالحنیا برای ساختن آن تیم تاریخی، هزینه اشتباهات بازیکنان جوان را پرداخت نکرد؟
واقعیت این است که شکلگیری یک نسل ماندگار در فوتبال، بدون صبر، اعتماد و پذیرش اشتباهات امکانپذیر نیست. اگر قرار باشد جوانگرایی تنها تا زمانی مورد حمایت قرار بگیرد که تیم پیروز میشود، نمیتوان انتظار داشت یک ساختار قدرتمند و پایدار شکل بگیرد.
ملوان امروز نیز برای عبور از این مسیر به حمایت و برنامهریزی نیاز دارد؛ نه اینکه با هر شکست، تمام مسئولیتها متوجه سرمربی شود.
استعفای مازیار زارع؛ اعتراض یا فرصتی برای تغییر؟
اظهارات زارع در نشست خبری پس از شکست مقابل چادرملو، نشان داد تصمیم او ابعاد دیگری نیز دارد. او با اعلام پایان حضورش روی نیمکت ملوان، یک پیام کد دار ارسال می کند:
«من میروم، حالا شما بمانید و همان جوانگرایی که درباره آن صحبت میکردید!»
این پیام رمز دار را میتوان نوعی اعتراض به شرایطی دانست که زارع معتقد است دست او را برای ساختن تیمی قدرتمندتر بسته است.
از سوی دیگر، ممکن است استعفا فرصتی برای مدیران باشگاه باشد تا درباره مسیر آینده ملوان تصمیم بگیرند. اگر تصور میکنند با تغییراتی در کادر فنی یا ساختار تیم میتوان شرایط را بهتر کرد، اکنون باید مسئولیت این تصمیم را بپذیرند.
البته پذیرش استعفا لزوماً به معنای حل مشکلات ملوان نخواهد بود. مسئله اصلی، همان محدودیتها و انتظاراتی است که از ابتدا ذهن سرمربی را درگیر کرده بود.
حفظ مازیار زارع؛ منطقی ترین تصمیم برای مدیران
به نظر میرسد حفظ مازیار زارع میتواند یکی از منطقیترین تصمیمهای مدیران باشگاه ملوان باشد؛ البته به شرطی که خود او نیز تمایل به ادامه همکاری داشته باشد.
زارع در سختترین روزهای ملوان به این تیم بازگشت. او در شرایطی هدایت قوهای سپید را پذیرفت که باشگاه روزهای دشواری را پشت سر میگذاشت. ملوان را از باتلاق لیگ یک خارج کرد و در لیگ برتر به تیمی قابل احترام تبدیل کرد؛ تیمی که حتی تا یک قدمی قهرمانی جام حذفی و حضور در رقابتهای آسیایی پیش رفت.
این کارنامه را نمیتوان با چند شکست یا یک مقطع دشوار نادیده گرفت.
ماموریت مازیار زارع بهعنوان یک انزلیچی متعهد به شهرش، در روزهایی که ملوان بیش از همیشه به کمک نیاز داشت، فراتر از یک مسئولیت فنی بود.
اکنون پرسش اصلی این نیست که چه کسی روی نیمکت ملوان بنشیند؛ پرسش این است که آیا باشگاه میخواهد ملوان فقط در لیگ برتر باقی بماند یا برای ساختن تیمی قدرتمندتر و مدعیتر برنامه دارد؟
شاید زمان آن رسیده باشد که مدیران، هواداران و همه کسانی که دل در گرو ملوان دارند، درباره پاسخ این پرسش به یک نگاه مشترک برسند.
نویسنده : اسماعیل راد