روزی فرا رسد که شود گور من نهان | شوید زمان، به اشک زمانه غبار من | | آنگه مجوی، هموطنم، تربت مرا | باشد میان سینه مردم مزار من |
پیشگفتار در اردیبهشت ماه ۱۳۶۴ شمسی، در کتابخانه عمومی انزلی، سرگرم مطالعه بودم که آقای محمدعلی علیزاده بخشدار فاضل به همراه آقای صالح آرمان، کارمند فرمانداری وارد شدند و ضمن گفتگوهایی پیشنهاد کردند تا با کمک علاقهمندان، تاریخ انزلی را بنویسم. نظر به اینکه خود از سالهای پیش در این فکر بوده و مدارک مختصری هم از سال ۱۳۴۸ فراهم کرده بودم، این پیشنهاد به دلم نشست. چون دور همنشینیها را با اختلاف سلیقههای موجود، وقتکشی میدانستم، در ملاقات بعدی تصمیم قاطع خود را مبنی بر تدوین تاریخ انزلی اعلام داشتم و در معیت آقای علیزاده نزد آقای جعفر ذهنی رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی انزلی رسیدیم و موضوع به بحث و تبادل نظر گذاشته شد.
آقای جعفر ذهنی از این اقدام فرهنگی با آغوش باز استقبال کرده و پشتیبانی کامل خود را در این امر مهم فرهنگی اعلام نمود و از همان روز نهایت همکاری و راهنمایی لازم را مبذول داشت، که در نتیجه از طریق فرمانداری به ادارات و از بخشداری به روستاها معرفی شدم و این بزرگترین تسهیلاتی بود که در انجام تحقیقات و بررسیهایم به عمل آمد.
ابتدا هدفم این بود که تاریخ انزلی را در یک جلد با صفحات کم تهیه و به چاپ برسانم ولی اشتیاق و تلاش فراوان در مطالعه و به دست آوردن اطلاعات و اسناد و مدارک باعث شد تا اطلاعاتم وسیعتر گردد، آنچنانکه ناچار شدم موضوعات مختلف را از هم تفکیک نموده و در هشت جلد گردآوری نمایم. این مجموعه در واقع یک کتاب بنام تاریخ جامع بندر انزلی است که در هشت بخش بزرگ نوشته شده، تا هر کس با هر سلیقه و بسته به نیازی که دارد بتواند به آسانی به مطالب مورد نیازش دسترسی پیدا کند.
صفحه ۶ خدای بزرگ و توانا را سپاس میگویم، که به این بنده بیمقدارش توفیقی عنایت فرمود تا پس از ۷۷ ماه تلاش پیگیر و بیامان، و تحمل رنجهای فراوان، آنهم به تنهایی و برای اولین بار، تاریخ جامع یکی از شهرهای گیلان سربلند و سرافراز را با اطلاعات وسیع و همهجانبهای به عاشقان فرهنگ گیلان تقدیم نمایم.
پس از اینکه جلد اول تاریخ جامع بندر انزلی، در اواخر شهریور ۱۳۷۰ شمسی در ۱۱۱۲ صفحه منتشر شد، بسیاری از مقامات محترم استان، خصوصاً بندرانزلی و طبقات مختلف مردم، بهویژه اساتید، محققین و نویسندگان، از راه دور و نزدیک و حتی خارج از کشور، از طریق مکاتبه، تلفن و حضوری مرا شرمنده محبتها و تشویق قرار دادند و این بزرگترین پاداشی است که نصیب این خدمتگزار ناچیز گردید.
استقبال و توجه بینظیر مردم، بالاخص اهالی بندرانزلی به «سرگذشتنامه» شهر و دیارشان آنچنان بود که در کمتر از سه ماه، بیش از پنجاه درصد کتاب به فروش رفت و حتی دهها نسخه به خارج از کشور پست گردید که شاید امری بیسابقه بوده است. همین علاقه وافر و تقاضای مکرر عزیزان، باعث شده با همه مشکلات مادی که در آن گرفتار بودم، تصمیم گرفتم جلد دوم را به زیر چاپ ببرم.
خواننده گرامی: کتابی که در پیش رو داری، جلد دوم تاریخ جامع بندر انزلی است که ظاهراً درباره تاریخچه ادارات و مشاغل قدیمی در انزلی و مردمش بحث شده است، لیکن مطالب فراوان و متنوعی که در آن درج گردیده، شامل اطلاعات همهجانبهای درباره تمدن مردم بندرانزلی میباشد. که از بسیاری جهات، انزلی را در میان شهرهای ایران از اولینها نشان میدهد که بدون شک باعث افتخار هر شهروند انزلی و هر گیلانی میباشد.
صفحه ۷ همانطوری که در پیشگفتار جلد اول اشاره نمودم، برای تحقیق درباره هر موضوعی، به ریشهیابی پرداختم و در گرما و سرما، صدها کیلومتر راه را پیاده و سواره پیمودم، تا قدم را با قلم همراه سازم، و تاکنون با صدها نفر زن و مرد، روستایی و شهری، حتی با کسانی در بستر بیماری و مرگ به مصاحبه نشستم و متأسفم بگویم تعداد زیادی از آنان ظرف این مدت به رحمت ایزدی پیوستند.
برای تهیه مطالب جلدهای ۱ و ۲ و ۳ که نیاز به برداشت مطلب از منابع کتبی بود، تاکنون بیش از ۱۰۰۹ عنوان کتاب و ۵۹۴۶ شماره روزنامه از ۱۴۵ تا ۶۵ سال پیش و ۸۲۴ مجله و نشریه قدیمی را مورد بررسی قرار داده و از ۴۵۴ عنوان کتاب برداشت مطلب کردهام و همچنین با دهها اداره و مؤسسه، و اساتید دانشگاهی و محققین مکاتبه نمودهام.
با اینکه در امر تحقیق بیتجربه نبودم، باز هم مطالب شنیده شده را بررسی مجدد کردم، مصاحبهشونده را در حین صحبت آزمایش نمودم، سعی داشتم ناگفتهها را از روی راستی و درستی صورت پذیرد و برای این کار، وجدانم را ناظر بر اعمالم قرار دادم تا مبادا احساساتم بر قلم ناتوانم غلبه نماید و مرا از حق و حقیقتنویسی منحرف سازد یا به امانتداریام که در طول عمر بدان پایبندی بوده و هستم در برداشت از نوشتهها و شنیدهها و خواندهها، لطمه بزند. کوشیدم ضمن ذکر منابع کتبی که از آنها سود جستهام به معرفی کسانی هم که از آنان کسب اطلاع کردهام بپردازم.
بار دیگر صادقانه اعتراف مینمایم، با همه تلاش و دقتی که به عمل آوردم، به علت حجم کار، نارساییها و نواقصی در نوشتههای متن کتاب وجود دارد و به احتمال زیاد بسیاری مطالب ناگفته و اسناد و مدارک در خانوادهها موجود است که بدانها دسترسی پیدا نکردهام، لذا از صاحبان فضل و ادب، علم و قلم، آگاهان و خانوادههای قدیمی تمنا دارم، از مشاهده نواقص و نارساییها و احیاناً لغزشها و اشتباهات، نگارنده را از خردهگیریها معاف دارند و با انتقادات سازنده و ارسال اسناد و مدارک، مرا در تکمیل این تاریخ در چاپهای بعدی راهنمایی و یاری فرمایند.
صفحه ۸ اگر عمرم کفاف نداد، از آیندگان میخواهم، این تاریخ را تکمیل و آن را ادامه دهند، زیرا سختی کار آن بود که از گذشتههای دور اطلاعات لازم جمعآوری شود که از لابلای صدها هزار برگ از صدها عنوان کتاب و هزاران شماره روزنامه و مجله قدیمی و همچنین از سینههایی که به سینههای دیگر سپرده بودند بیرون کشیده و بر صفحات این تاریخ نشاندهام.
هموطن عزیزم: این هدیه را از من بپذیر و آن را گرامی بدار که در راهش خون دلها خوردم و رنجهای فراوان کشیدم و برای به دست آوردن اسناد و مدارک و حتی مطلب کوچکی، درب بسیاری از خانهها را زدم و دست تمنا به سوی هرکس دراز کردم. بسیاری از اشخاص صمیمانه و با خلوص نیت، آنچه در توان و خاطره داشتند، کتباً و شفاهاً مرا یاری نمودند، از همه آنانکه در قید حیات هستند تشکر مینمایم و آنانکه به سرای باقی شتافتند، به روح پاکشان درود میفرستم.
از استادان بزرگوار، نویسندگان و محققین محترم: مرحوم ابراهیم فخرائی ـ مرحوم جهانگیر سرتیپپور ـ آقای جعفر خمامیزاده ـ آقای فریدون نوزاد ـ آقای محمدتقی پوراحمد جکتاجی ـ آقای دکتر ابوالفتح وثوقزمانی ـ آقای دکتر امین کیوان (کیوانفر) ـ آقای جلیل ضیاءپور ـ آقای دکتر علی درویشزاده ـ آقای دکتر مسروپ بالایان ـ آقای دکتر ابراهیم اصل سلیمانی ـ آقای مهندس فرهاد فریدپاک ـ آقای حائری رئیس کتابخانه مجلس ـ آقای خاوری رئیس سابق کتابخانه ملی رشت ـ آقای لئون میناسیان مسئول موزه و کتابخانه کلیسای وانک ـ آقای غلامحسین منیرزاد و آقای عباس پورملکآرا که مرا مورد تشویق و راهنمایی قرار دادهاند سپاسگزارم.
از آقای محمد طویلی و آقای رسول طویلی (برادرانم) ـ آقای تیمور یعقوبزاده ـ آقای محمد مقدم (دامادم) ـ آقای حبیب فرزاد هاشمی ـ آقای حاج اسمعیل ریسمانتاب ثانی که مرا یاری نمودند سپاسگزارم.
صفحه ۹ از جناب آقای مهندس رسول لاهیجانیان معاون وزیر جهاد سازندگی و مدیرعامل شیلات ایران ـ جناب آقای مهندس سید علی اکبر طاهائی استاندار گیلان ـ جناب حجتالاسلام والمسلمین حاج حسن مظفری، مدیرکل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان و آقایان عزیزالله اخوان و میرفخرالدین شعاعی معاونین آن اداره ـ آقای محمد ابراهیمی هردرودی رئیس سازمان برنامه و بودجه گیلان ـ جناب آقای حجتالاسلام والمسلمین حاج سید داوود مصطفوی امام جمعه بندرانزلی ـ آقای حسن رشیدی فرماندار بندرانزلی ـ آقای محمود پرتوی مدیرکل سابق گمرک استان (انزلی) آقای سید محمد معصومی معاون آن اداره ـ آقای مهندس سید کمالالدین حسینی هاشمی مدیرکل بنادر و کشتیرانی گیلان و آقای محمد نعیمی گورایی معاون آن اداره ـ آقای مهندس محمد رضا حسینی مدیر کل شیلات گیلان و آقای نیازمند معاون آن اداره آقایان عارف احمدی و رحمان انصاری و عبداله سوادی و مهندس اکبر بهنامجو (شهرداران سابق و فعلی بندر انزلی).
و همچنین از رؤسا و کارمندان بانک استان (رشت) ـ فرمانداری و بخشداری بندر انزلی ـ اداره کل بنادر و کشتیرانی گیلان ـ اداره شیلات گیلان (بندرانزلی) ـ شهرداری ـ اداره پست ـ اداره ثبت و اسناد و املاک ـ اداره ثبت احوال و آمار ـ اداره کار و امور اجتماعی ـ اداره آموزش و پرورش ـ اداره کشاورزی ـ مرکز بهداشت و درمان ـ جمعیت هلال احمر ـ سازمان آب ـ شورای خلیفهگری ارامنه کلیسای وانک جلفای اصفهان ـ کتابخانه عمومی بندرانزلی و کتابخانه ملی رشت و کتابخانه مجلس که بیشترین مطالعات را در آنها انجام دادم ـ بهویژه اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بندرانزلی و رئیس هنر دوست و ادبپرور آن آقای جعفر ذهنی که با همکاری و پشتیبانی لازم و صمیمانه، راه تحقیق و بررسی را برایم هموار کردهاند سپاسگزارم.
از استاد بزرگوارم آقای شعبانعلی (پرویز) رنگچی که با وجود کارهای تحقیقاتی و تدریس در مدارس عالی، با صبر و حوصله فراوان و بزرگواری با تماسهای دائمی، نهایت تشویق و راهنمایی و همکاری را در باره چاپ و تهیه بسیاری عکسها و اسناد و مدارک و تعدادی کتابهای مورد نیاز، و همچنین ایجاد ارتباط بین من و اساتید و آگاهان مورد نظرم، همه گونه محبتی را مبذول داشته و میدارند و ویرایش این کتاب را انجام دادهاند سپاسگزارم.
از آقای غضنفر مهرانفر، مدیر حروفچینی کوهی که گامهای مؤثری در چاپ جلد اول این کتاب برداشته است و از آقای حاج سید سعید خُرم مدیر حروفچینی «مطلع» که در امور چاپ جلد دوم با تلاش صمیمانه و همهجانبه مرا یاری نمودند سپاسگزارم.
از فرزندانم علی ـ معصومه و رضا طویلی، خصوصاً از همسر فداکار و دلسوزم خانم بمانی یعقوبزاده که با همه مشکلات و سختی زندگی ساختند و با صبر و تحملشان مرا یاری کردند سپاسگزارم.
صفحه ۱۰ ذکر نکات زیر را لازم میدانم:
۱ـ اعتراف میکنم همانطوری که پیشبینی کرده بودم جلد اول این تاریخ از نظر چاپ و تصحیح نوشتهها، جابجایی بعضی از سندها و صفحات، زیرنویس عکسها و اسناد اشکالات زیادی به چشم میخورد و حتی در قسمت کپورچال ۲ صفحه و تمام تاریخچه روستای حسنرود چاپ نگردید که امیدوارم در چاپ بعدی این نواقص برطرف گردد. با تجربهای که به دست آوردم بر کلیه امور چاپ جلد دوم نظارت داشته و تا آنجا که مقدور بود سعی کردم اینگونه نواقص برطرف و به حداقل ممکن برسد.
۲ـ پس از انتشار جلد اول، بعضی از عزیزان صاحبنظر و نکتهسنج بر نگارنده ایراد گرفتند که چرا از سبک تاریخنویسی فلان نویسنده خارجی یا ایرانی پیروی نکردهام؟ پاسخ داده و میدهم، با توجه به اینکه صدها عنوان کتاب را ورق زدهام و با طرز نوشتههای متن آنها آشنایی داشته و دارم، دلیلی ندیده و نمیبینم، پیرو راه دیگران باشم و چه مانعی دارد که خود را از چهارچوب اینگونه مسائل تقلیدی خارج ساخته و از ابتکار و روش مخصوص به خود استفاده نمایم؟
۳ـ بعضی گله کردهاند، چرا از دیگران نقل و قول نموده و نامشان را نوشتهام؟ پاسخ داده و میدهم، اولاً بهتر است محبت کرده پیشگفتار کتاب را با دقت مطالعه نمایند که گفتنیها را گفتهام، ثانیاً در باره وقایع و مسائل گذشته، یا باید از منابع کتبی بهره گیرم و یا از منابع حضوری، وقتی منابع کتبی را ذکر میکنم، چرا نباید منابع حضوری را که خالصانه آنچه دانستند و داشتند در اختیارم قرار دادهاند یاد ننمایم؟ از طرفی پایبندی به اصل امانتداری بوده و هستم، لذا عین مطالب را که شنیدم و بهتر است بگویم تحقیق شده را با ذکر منبع نوشتم. در صورتیکه اگر این کار را انجام نمیدادم و همانند بسیاری از محققین مطلب را به نام خودم مینوشتم، شاید بسیاری از خوانندگان موشکاف و آماده انتقاد، بر نگارنده ایراد میگرفتند که با ۶۰ سال سن، چگونه در باره وقایع بالای ۶۰ سال پیش سخن میگویم؟ در حالیکه بسیاری از محققین و اساتید ضمن تماس این روش را پسندیدهاند.
صفحه ۱۱ ۴ـ همانطوری که در صفحه ۲۷ جلد اول (در پیشگفتار) اشاره نمودم، به علت حجم زیاد کتاب، احیاناً لغزشها و اشتباهاتی در متن آن وجود خواهد داشت. ضمن تشکر از یادآوری چند نفر از عزیزان، از کلیه کسانی که جلد اول این تاریخ را در اختیار دارند تقاضا میکنند در ص ۲۸ سر سطر ۱۴ کلمه (شادروان) را سیاه کرده محو نمایند، ضمناً ترتیبی داده شد تا در چاپ بعدی کلمه (شادروان) حذف گردد.
۵ـ در این کتاب هم احتمالاً در چند مورد تکرار مطلب شده که به خاطر ارتباط دادن موضوعات، ناچار به این کار شدم.
۶ـ بعضی از عزیزان خواننده ممکن است بگویند، مطالبی در این کتاب آمده، که ربطی به تاریخ انزلی ندارد و یا درج نامههای مبادله شده بین دولتین ایران و روس لزومی نداشته و خواننده را خسته میکند. جا دارد یادآوری نمایم، تاریخ جامع بندرانزلی در واقع مجموعه اطلاعاتی است درباره بندر انزلی که آنرا در هشت بخش مستقل تفکیک کردهام. شاید دیگر کسی پیدا نشود این چنین حوصله داشته باشد و به جمعآوری این همه اطلاعات در باره انزلی مبادرت ورزد. زیرا جز عشق هیچ قدرتی نمیتوانست مرا اینگونه شب و روز به مطالعه و نوشتن وادارد. از طرفی این کتاب متعلق به نسلهای حاضر و آینده است، حال اگر تعدادی صفحه بر حجم کتاب افزوده شده، امید است برای پژوهشگران، خصوصاً دانشجویان قابل استفاده باشد.
۷ـ بسیاری از خوانندگان با مطالعه جلد اول کتباً و یا حضوری با انتقادات سازنده و اطلاعاتی در تکمیل جلد اول در اختیارم قرار دادهاند، ضمن سپاس از این عزیزان، بار دیگر از همه خانوادههای قدیمی و آگاهان تمنا دارم مرا در این امر مهم یاری فرمایند.
۸ـ همانطوری که از ص ۲۷۱ جلد اول تاریخ جامع بندر انزلی مشروحاً نوشتم، قبل از اینکه بندر انزلی و یا رضا خان بنام (پهلوی) خوانده شوند در سال ۱۳۰۲ در انزلی خیابانی بنام (پهلوی) وجود داشته است و از سال ۱۳۰۴ تا ۱۳۵۷ این شهر بنام بندر پهلوی نامیده شده و در کلیه مکاتبات و کتب ثبت گردیده است. توضیح اینکه در کتاب حاضر در اسناد و نوشتهها (بندر پهلوی) فراوان آمده است که تا حد امکان در کنار کلمه بندر پهلوی داخل گیومه «انزلی» نوشتم که حذف کلمه (پهلوی) از اسناد برخلاف امانتداری در استفاده از اسناد و کتب میباشد.
۹ـ آنچه از منابع کتبی یا حضوری برداشت و تحقیق شده و به رشته تحریر درآمده داخل پرانتز ( ) قرار داده شد و آنچه در خارج از پرانتز است از نگارنده میباشد. چنانچه در متن مطالعات کتبی و یا شفاهی نوشته شده، توضیحی از طرف نگارنده لازم بود آنرا در داخل گیومه « » و اینگونه «…. – ن» نوشتهام.
صفحه ۱۲ ۱۰ـ سعی نمودم تا آنجا که ممکن بود تاریخ سالهای هجری و قمری را به شمسی و شمسی را به سالهای میلادی تبدیل کنم، چنانچه خواننده نیاز به تبدیل سالهای قمری به شمسی یا میلادی به شمسی داشت میتواند از فرمول زیر که به خوانندگان خصوصاً پژوهشگران هدیه میکنم استفاده نمایند.
برای تبدیل سال میلادی به شمسی و یا برعکس: لازم است رقم ۶۲۱ از سال میلادی کسر تا سال شمسی و همین رقم را با سال شمسی اضافه سال میلادی بدست آید. برای مثال: (شمسی ۱۳۶۹ = ۶۲۱ – ۱۹۹۰ میلادی) (میلادی ۱۹۹۰ = ۶۲۱ + ۱۳۶۹ شمسی)
برای تبدیل سال هجری قمری به شمسی و میلادی: رقم سال قمری را به رقم ۳ ضرب کرده، آنگاه دو رقم سمت راست را با ممیز جدا کرده و هر رقمی که در سمت چپ ممیز باقیمانده از سال هجری قمری کسر تا سال شمسی بدست آید و سال شمسی را با رقم ۶۲۱ جمع تا سال میلادی بدست آید.
بطور مثال: ۱۴۱۱ × ۳ = ۴۲۳۳ → ۴۲/۳۳ سال شمسی ۱۳۶۹ = ۴۲ – ۱۴۱۱ قمری میلادی ۱۹۹۰ = ۶۲۱ + ۱۳۶۹
۸۴۶ = ۳ × ۲۸۲ قمری ۴۲/۳۳ سال شمسی ۲۷۴ = ۸ – ۲۸۲ قمری میلادی ۸۹۵ = ۶۲۱ + ۲۷۴
آقای هادی جوادی در باره تبدیل سالهای شمسی به میلادی و یا برعکس این توضیحات را ارسال فرمودند. (در تبدیل سال هجری شمسی به سال میلادی، باید ماههای دی و بهمن و اسفند را هم حساب کرد و در این ماهها عدد ۶۲۲ را اضافه کرد ـ ۱۱ دی = اول ژانویه، مثال: ۱۱ دیماه ۱۳۶۹ هجری شمسی + ۶۲۲ = ۱۹۹۱ میلادی. بنابراین تا ۱۱ دیماه عدد ۶۲۱ و برای بعد از آن تا آخر اسفند باید عدد ۶۲۲ را اضافه کرد).
ضمناً از کسانی که اجازه دادند از کتابخانه خصوصی آنان استفاده نمایم و یا کتاب در اختیارم قرار دادند، سپاسگزارم.
بندر انزلی – عزیز طویلی ۱۳۷۱ شمسی